هدف از این تحقیق بررسی بانکداری و نوآوری با فرمت docx در قالب 52 صفحه ورد بصورت کامل و جامع و با قابلیت ویرایش می باشد

 

 

 

فهرست مطالب

2-7) نوآوری و بانكداری

2-8) پرورش ایده های خلاقانه و نوآورانه

2-8-1) پرورش خلاقیت

2-8-2) خلاقیت فردی در مقابل نوآوری تیمی

2-8-3) نوآوری رو به پیشرفت

2-8-4) نوآوری و خلاقیت جهانی

2-8-5) نوآوری نظام یافته (TRIZ)

2-9) ویژگی های خدمات بانکی

2-9-1) مقایسه خدمات بانکهای ایرانی وخارجی

2-10) پذیرش تکنولوژی

2-11) تئوری انتشار نوآوری (IDT)

2-12)  تئوری عمل منطقی (TRA)

2-13) تئوری رفتار برنامه ریزی شده (TPB)

2-13-1) اجزا و روابط تئوری رفتار برنامهریزی شده

2-14) مدل پذیرش تكنولوژی (TAM)

2-15)تئوری ویژگیهای درك شده نوآوری (PCI)

2-16) تئوری تجزیه شده رفتار برنامهریزی شده (DTPB)

2-17) مدل تكامل یافته پذیرش تكنولوژی (TAM2)

2-18) نتیجهگیری و ارائه مدل مفهومی

2-19) نمونه ای از شرکتهای نوآور، شرکت خدمات فناوری  نوآور پاسارگاد(نوپاد)

2-20) نمونه ای از طرحهای نوآورانه

منابع

 

 

 

به عقیده دل (1998) مشتریان همواره بهترین منبع ایدهها میباشند. نوآوریها تنها اگر نیازهای مشتریان را بهتر از محصولات موجود برآورده سازند، دارای ارزش تجاری میباشند. نوآور بودن میزانی است كه فرد یا یك واحد پذیرش، نسبتا زودتر از دیگر اعضای یك سیستم اجتماعی، ایده جدید را میپذیرد. مشتریان نوآور كه در خرید محصولات جدید و به كاربردن ایدههای نو پیشگام هستند، منابع با ارزشی می باشند. اما قبل از اینكه مشتریان نوآوری را بپذیرند، باید درباره آن بدانند و یاد بگیرند.

 

 

 

 خلاقیت می تواند ذاتا به بانکداری فرد مرتبط باشد یعنی شخصی باشد ، خلق یک نظر، یک تکنیک یا یک طرح جدید، که برای خالق آن پر معنی و ارزشمند است . نوآوری زمانی اتفاق می افتد که خلاقیتی منجر به ایجاد یک طرح، محصول، فرایند یا تکنولوژی جدیدشودکه مورد استفاده و قبول گروه زیادی از افراد جامعه قرار گیرد.ایده های خلاق غالبا بیشتر از نوآوری واقعی یا حقیقی ارائه می شود . برای یک جامعه رشد و تکامل هر دوی آنها لازم است. کلید موفقیت یک خلاقیت و نوآوری توسط افراد با آزمایش های مختلف و استفاده موثر، کشف می شود.افراد، شرکت ها، دولت، اجتماع وکسانی که به پرورش خلاقیت و نوآوری نمی پردازند، قربانی سقوط به رکود هستند و به تدریج منسوخ وخارج از رده خواهند شد(سیدجوادین،1384،ص 14).